طراحی سیاه قلم.چهره،فیگور/Draw:portrait،figurative
مازندران شهر ممنوع! برای مهاجرین افغانستانی! واپسین روزها، کنار دریا... ............................. "سکوت" می خواهم آب شوم در گستره ی افق آنجا که دریا به آخر می رسد... و آسمان آغاز می شود. می خواهم با هر آنچه مرا در برگرفته یکی شوم... (مارگوت بیکل) عکس:شکار شده توسط دوست خوبم "احمد محمدی" .................................................. "نقش" دلش ادامه ی دریا شده است و می داند! که بعد از این،دگر این خاک تیره جایش نیست نیامده است به ساحل از ابتدا انگار و هیچ سمت،نشانی ز ردپایش نیست (سید محمد ضیاء قاسمی) نوروز باستانی مبارک! وقتی ز ابرها "باران سرخ حادثه بارید" رنگ از رخ شکوفه پرید و دلش تپید گنجشک های تشنه هراسان تا شهرهای دور پریدند... ناگاه یک پرنده ی عاشق از سرزمین سبز بهاران بر من پیام داد میلاد عاشقانه ی باران را آن پیک راستین بهاران را لیلا صراحت روشنی اَتن:رقص ملی مردم افغانستان این رقص مخصوص به صورت دسته جمعی انجام می شود، البته اینجا برای آشنایی یک نفر طراحی شده! به قول (فرهاد دریا) خواننده ی محبوب کشورمان: "هــــــــــــای! با یک تن اَتن کی می شود!؟" لینک:قطعه ی زیبایی از "فرهاد دریا" به نام"اَتن" http://baher.persiangig.com/audio/Attan-Farhad%20Darya.mp3 لینک:فیلم کوتاه بسیار زیبای اَتن کودکان در جشن فرجام "ستاره افغان" http://baher.persiangig.com/video/Attan.low.wmv من باب کیفیت پایین فیلم:سرعت بالای اینترنت! این همان پرتره ی معروف است که به اشتباه منسوب به نوجوانی حضرت محمد (ص) شده است. خجسته زادروز پیام آور مهربانی ها گرامی باد! ................................................................................................................... ابروی تو قبله ی نمازم باشد یــــــــاد تو گره گشای رازم باشد از هر دو جهان برفکنم روی نیاز گر گوشه ی چشمت به نیازم باشد امام خمینی ............................................................................................................ ای سخن از نام تو سنگین شده فطرتم از عشق تو آزین شده آیــــــــــنه دار نگهت آفتاب روی مه از چهر تو بگرفته آب سرکشد آهسته زکوه آفتاب تا نجهد چشم تو از ناز خواب رویش هر سبزه زگلخنده ات وز نگه چشم درخشنده ات چشم تو سرچشمه ی آزادگی اشک من آیینه ی دل دادگی موج کشد پیکر خود را کنار تا که بروبد ز رکاب ات غبار ای نفس ات جان همه کاینات بسته به تو رشته ی عمر و حیات احسان کودکی اش را با من قسمت می کند. در ادامه مطلب: دنیای کوچک.ساده و رنگین اش را ببینید... به روایت تصویر جمعی از دانشجویان و هنرمندان افغانستانی،نمایشگاه هنرهای تجسمی و صنایع دستی را دردانشگاه مفید برپا کرده اند تا از دریچه هنر، چهره وطن عزیزشان را مهمان دیدگان شما نمایند. این نمایشگاه شامل عکس،نقاشی، خطاطی،تذهیب و صنایع دستی است. خط خطی های من اینجا... از راست: آقای اکبری(تهیه کننده).آقای اکبری(فیلم ساز).آقای سلطانی و حیدری(دوستان).من و استاد تابش(شاعر).آقای امیری(رایزن فرهنگی سفارت).آقای پناهی(از دوستان).آقای کیانی(مورخ).آقای علیزاده(قاری بین المللی).آقای جاوید اکبری(انیماتور) به جبران گوشه ای از مهربانی هایتان. رییس و بنیان گذار دانشگاه کاتب.کابل در مدتی که کابل بودم فرصت بیشتری برای آشنایی با آقای قاسمی پیدا کردم. بیش از هر چیز شخصیت ایشان مرا تحت تاثیر قرار داد. از نحوه ی برخورد دوستانه ی ایشان با مردم و پی گیری جدی مشکلات مردم تا خدمات بزرگی که ایشان در حق این ملت ستم دیده کرده اند. در ادامه مطلب بیشتر با این شخصیت مردمی آشنا شوید... کودک:تنها وجودی که حسادت ام را بر می انگیزد! the Kid's:Such an Excuse for Living in the World دخترک افغان



ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب


| Design By : Mihantheme |

